بررسی کهن الگوی سفر قهرمان در آثار مجید مجیدی بر اساس آرای جوزف کمبل و عرفان اسلامی با تمرکز بر آثار بدوک، خدا می‌آید، پدر، بچه‌های آسمان، رنگ خدا، باران، بید مجنون و آواز گنجشک‌ها)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه انیمیشن و سینما، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس

2 کارشناس ارشد ادبیات نمایشی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران

چکیده

سفر به معنای حرکت از جایگاه و پیمودن مراحل، جهت رسیدن به مقصد است. سفر می‌تواند صوری یا ظاهری (سفر بیرونی) و یا معنوی (سفر درونی) باشد. الگوی سفر از جمله مضامینی است که هم در مباحث اسطوره شناسی و ریخت شناسی داستان‌ها و نیز در مباحث عرفانی مورد توجه قرار می‌گیرد. از سوی دیگر سیر و سفر درونی و بیرونی انسان در قالب قهرمان، درون‌مایه‌ی بسیاری از آثار نمایشی است؛ که بی‌واسطه و پرقدرت، روانِ تماشاگران با ملیت‌های مختلف را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در مقاله‌ی پیش رو بر اساس روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و با مرور آثار سینمایی مجید مجیدی سعی در تحلیل کهن الگوی سفر قهرمان از منظر جوزف کمبل و عرفان اسلامی شده است. انتخاب نمونه‌ی مطالعاتی وسیع در این پژوهش امکان واکاوی هر یک از آثار را، با توجه به رویکردهای مطالعاتی و به فراخور روایت داستانی هر فیلم فراهم آورده است. در این فیلم‌ها الگوی سفر قهرمان به صورت آفاقی (بیرونی)، انفسی (درونی) و یا ترکیبی از هر دو وجه آن مشاهده می‌شود. قهرمانان در داستان‌های این آثار گرفتار رخدادی می‌شوند که آنها را رهسپار سفر می‌کند. مراحل سفر و حوادث آن، قهرمان را دچار تغییرات گوناگونی می‌نماید که در مواردی با الگوی سفر قهرمان کمبل و عرفان اسلامی همخوانی دارد و در مواردی نیز تفاوت‌هایی مشاهده می‌شود.
 

کلیدواژه‌ها