بررسی برخی از مؤلفه‌های ادبیات کارآگاهی در «ذکر بر دار کردن امیرحسنک وزیر»

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد فسا

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، گرایش غنایی دانشگاه شیراز

چکیده

داستان­های کارآگاهی هر چند حضور قابل توجهی در ایران ندارند اما یکی از گونه­های موفق ادبیات عامه­پسند در دوران معاصر محسوب می­شوند. هدف اصلی این مقاله واکاوی و بررسی برخی از مؤلفه­های ادبیات کارآگاهی در داستان کارآگاهی مانندِ «ذکر بردار کردن امیر حسنک­ وزیر» در «تاریخ بیهقی» می­باشد. در بررسی انجام شده مشخص می­گردد که داستان بیهقی نیز مانند داستان­های کارآگاهی معاصر، دارای مؤلفه­هایی است مانند: ثَنویّت یا دو مجموعه­ی زمانی در ساختار داستان، حضور یک کارآگاه و یک مجرم و حداقل یک قربانی، پرده برداشتن از لایه­های یک معمّا، اهمیت شخص منفی، توجیه به شیوه­ای عقلانی با ارائه­ی پی­رنگ منطقی، توجّه عظیم به جزییات و عدم حضور وهم. در نتیجه با توجه به حضور این مؤلفه­ها و هم­چنین استفاده از برخی شگردهای ادبی، مانند: کنجکاوی و تعلیق، گفت­و­گو، توصیف، راوی اوّل شخص و گرایش به حرف زدن در قالب تک­­گویی بیرونی که به تدریج از عناصر مهم این گونه از داستان­ها شده­اند، این داستان را به عنوان نمونه­ای ابتدایی از داستان­های کارآگاهی مدرن تبدیل می­کند.