بررسی عوامل و عناصر نمایشی در تمثیلات ادبیات کهن ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

چکیده

افلاطون یکی از بزرگترین دشمنان شعر است ولیکن شاگرد او ارسطو، مولف کتاب بوطیقا، مروج و مبلغ هنر شاعری است .در نظر ارسطو، سعادت به عنوان فضیلت، غایت و هدف زندگی است. از دیدگاه وی غایت هنر، ایجاد لذت روحی و معنوی است و درک این نوع لذت موجبات  رسیدن انسان به سعادت را فراهم می کند. یونانیان به درستی نقاشی را شعر صامت و شعر را نقاشی گویا می نامند. شعر روایی و نمایشی، محور مطالعه ما  در این پژوهش است. تمثیل، ستاره درخشان آسمان شعر روایی در ادبیات ایران است. درحالی که خاستگاه تمثیلات بیشتر فلسفه و کلام است تجلی تمثیل در ادبیات داستانی و دراماتیک است. تمثیلات هرچند با مذهب و آیین قرابت و خویشاوندی دارند اما نزدیکی بسیارشان با حکایت و انواع روایت انکار ناپذیر است. مطالعه تطبیقی و هنری در نقد آثار ادبی نشان می دهد که عوامل و عناصر داستانی همچون نگینی در حکایات فارسی و تمثیلات رمزی آن می درخشند. در این مقاله ضمن  معرفی و ارزیابی عناصر ششگانه ارسطو، چگونگی اثر گذاری پیام تمثیل بر مخاطب، در شعر روایی ادبیات کهن ایران تحلیل و تفسیر شده است و دو عنصر بنیادی بوطیقا یعنی داستان و شخصیت، صرف نظر از تنوع و تکثر فهم مترجمان در توضیح و شرح آنها، به لحاظ ارزش های ساختاری در تمثیل روایی مورد تفسیر قرار گرفته است. با وجود تفاوت ها در انواع ادبی شرق و غرب، ستون اصلی ادبیات نمایشی ملل جهان را، قصه پردازی افسانه های تاریخی، حماسه ها و اسطوره ها تشکیل می دهند. عناصر داستانی در شعر روایی و تمثیل، ساختاری نظام مند دارند. بررسی اجمالی تمثیل رمزی  داستان شیخ صنعان ترکیبی هوشمندانه و شیوه ای بر جسته در آرایش عناصر داستانی است. مطالعه مفهوم قصه پردازی و داستان سرایی در برخی از تمثیلات ادبیات  کهن ایران حکایت ازآن دارد که تمثیل رسانه ای چند وجهی است.  تحلیل شکلی و محتوایی داستان ها ثابت می کند که تمثیل پردازان در ابلاغ پیام عرفانی و مفهوم فلسفی یا  اخلاقی حکایات تمثیلی  با معیارها و شاخص های تکنیکی داستان نویسی مدرن و متداول امروزی، غریبه و بیگانه نبوده اند.